قاتلين محترم!
ياشار سهندي
حرص و آز سرمايه داران را پاياني نيست. براي رسيدن به سود بيشتر هر
آنچه از تصميمات ضد انساني است به اجرا در مي آورند. براي اينکه سود
سرمايه پايين نيفتد سرتاسر کره زمين قتل گاه کارگران شده است. هفته اي
نيست که خبري از معادن چين به بيرون درز نکند که چگونه به گودال قتل
گاه کارگران نگون بخت تبديل شده است. تازه اين خبرها براي اين در رسانه
هاي بورژوازي غرب منتشر ميشود که با سرمايه داران چيني رقابت شديدي
دارند و براي بي آبرو کردن رقيب منتشر ميکنند. صداي امريکا در يک شب دو
خبر پخش کرد يکي از معدني در ايالت يوتا امريکا که بر سر معدنچيان آوار
شده بود •و صداي امريکا از قهرماني يکي از کارگران بازنشسته گفت که در
عمليات نجات جان باخته است و هيچگونه اشاره اي نکرد که چرا آن معدن بر
سر کارگرانش ويران شد، بلکه آن قهرماني را بزرگ کرد که بگوييد که
کارگران در امريکا پذيرفتند کار در معدن اين چينين خطراتي دارد و
جانشان را براي هم ميدهند در واقع براي سرمايه ميدهند، و بلافاصله خبري
از يک معدن ذغال سنگ در چين گفت که بر اثر آب گرفتگي همه کارگران در آن
مدفون شدند و اشاره شد اين معدن سابقه قبلي داشته و همچنين يادآوري
کردند سالانه چندين هزار نفر در معادن چين کشته ميشوند و دولت چين هيچ
خيالش نيست.
در همان روز من خبري را شنيدم که عمق فاجعه چنان عظيم بود که اول باور
نشد. تصوير کردن آنچه بر سر يک کارگر کارخانه سايپا آمده براي من بسيار
مشکل است ولي بايد گفت و نشان داد که کارگران در سرتاسر کره زمين با
جان خويش بازي ميکنند و جان بر سر سود سرمايه دار ميگذارند؛ و اگر زنده
بمانند آنچه از ايشان باقي ميماند تني رنجور و بيمار است در صورتي که
به سن بازنشستگي برسند. آنچه من شاهد بودم بطور ميانگين بيشتر از دو يا
سه سال دوام نمي آورند و ميميرند اگر هم زنده بمانند با حقوق بازنشستگي
که دولت اسلام در نظر دارد که آنهم جاي اما اگر زيادي دارد آيا بدهد يا
ندهد، روزگار را به سختي ميگذرانند.
اما حادثه در سايپا؛ دو حادثه در طي يک هفته در ماه گذشته در شرکت
سايپا رخ داده است که يک کارگر را شديدا مجروح ساخته و حادثه ديگر منجر
به قتل کارگر پرس کار شده است. در حادثه اول در سالن تست مخازن
خودروهاي دو گانه سوز کارگري به هنگام تست مخزن گاز، پاهايش پر از ترکش
شده است بر اثر ترکيدن مخزن؛ اين مخازن از چين وارد شده، اين مخازن هيچ
گونه علامت استانداردي ندارد. چون تقاضا براي خودروهاي دو گانه سوز
زياد است شرکت سايپا مناقصه ميگذارد و ارزان ترين پيشنهاد برنده ميشود
که يک شرکت چيني است. مخازن از ايتاليا وارد ميشده که گويا جوابگوي
نياز توليد نبوده و شرکت سايپا چون با تقاضاي روزافزون خودروهاي
"پرايد" گاز سوز مواجه شده است و فرصت را غنيمت دانسته ارزانترين و بي
کيفيت ترين مخزن را انتخاب کرده است. اين اولين حادثه از اين نوع بوده
و متاسفانه بايد منتظر ماند ديد اين گونه خودروها بعدا در دست مردم چه
فجايعي ايجاد خواهد کرد. کمااينکه شرکت ايران خودرو يک نمونه "پژو 405"
توليد کرده که بر اثر ايراد در قسمت موتوري آن تا سال گذشته که نيروي
انتظامي قضيه را برملا کرد 450 تن بر اثر آتش گرفتن خودبخودي ماشين
کشته شده اند. و از زماني که شرکت ايران خودرو معترض شده است که چرا
گفتيد؟! هيچ گونه خبري از فجايع نمي دهند.
حادثه دوم بسيار دهشتناک بوده. کارفرما ( شرکت سايپا) براي بالا بردن
توليد تمام سيستمهاي ايمني دستگاههاي پرس غول پيکر توليد بدنه خودرو را
از کار انداخته تا سرعت دستگاه بالا برود، کارگر بخت برگشته هفته قبل
از حادثه يک انگشت دست خود را در پاي همان دستگاه از دست داده بوده و
براي اينکه کارش را از دست ندهد بعد از دو روز سرکار حاضر شده است. در
موقع حادثه قطعه کار گير کرده و بيرون نيامده کارگر چون دستش نميرسيده
نيمه تنه خود را اريب وار داخل دستگاه ميکند تا قطعه کار را بيرون کشد
چون حساس گر هاي دستگاه قطع بوده دستگاه بلافاصله راه افتاده و کارگر
در ميان دو تاي قالب پرس شده است. شدت حادثه بقدري بوده که به قالب
آسيب شديدي وارد شده است. توجه داشته باشيد که اين دستگاه پرس ورقهاي
کمتر از يک ميليمتر را شکل ميدهد. اکثر کارگران قسمت سالن پرس سايپا با
ديدن حادثه از هوش ميروند. کارفرما مزدورانش را فوري اجير کرده و حادثه
را سهل انگاري کارگر گزارش ميدهند که کارگران قسمت با ديدن و شنيدن
گزارش کارمند مربوطه را شديدا مضروب ساخته و کارفرما بلافاصله اعلام
ميکند که مقصر قطع سيستم ايمني بوده و خسارت کامل به بازمانده گان داده
خواهد شد و دوباره تمام سيستمهاي ايمني دستگاه را برقرار ميسازند. و صد
البته دل چرکين هستند چون سرعت دستگاه شديدا به حساب ايشان افت کرده تا
کي دوباره تصميم جنايت کارانه اشان را به اجرا گذارند.
اين گونه حوادث قتل عمد است. دستگاهي عظيم که در هر ضرب چندين تن فشار
وارد ميکند تا ورق فلزي شکل بگيرد داراي سيستمهاي ايمني است تا حداقل
خود دستگاه آسيب نبيند. اما کارفرمايان در کمال خونسردي سنسورها را از
کار ميندازند. ايشان ميدانند ممکن است هر لحظه اتفاقي بيفتد، اما اصلا
به روي مبارک خود نمي آورند و دستگاه مانند يک تله مرگ ميشود تا جان
انساني را بگيرد. هنگام حادثه هم بسيار خونسرد و با بي شرمي تمام مدعي
هم ميشوندکه : " دستگاهمان آسيب ديد! مگه عقل نداشت که نبايد اينجوري
رفت تو دستگاه! در نظر داشته باشيد هيچ گونه ابزاري در اختيار کارگر
نميگذارند تا در هنگام اين اتفاق قطعه مربوطه را بيرون بکشد و اگر خود
دنبال ابزار باشد يقه اش را ميگيرند: امروز توليد دستگاه دو تا قطعه
کمتر بود، باز سر به هوا بودي! حالا وقتي جريمه شدي ميفهمي قطعه گير
کردن يعني چه!؟"
اينها قانلند و بايد محاکمه شوند. قتلهاي آرام و بي سر وصداي ايشان در
هيچ مطبوعاتي از جنس خودشان قتل محسوب نمي شود تا به قاتل عنوان
ژورناليستي مانند " خفاش شب" يا " گرگ پاکدشت" و يا " بيجه لويزان"
بدهند تا حسابي افکار عمومي را عليه شان تحريک کننند. بلکه اين
کارفرمايان " محترم" قلمداد ميشوند و هر جا ميروند بالاي مجلس جايشان
است به عنوان يک "مرد موفق". بايد اين " مردان موفق" را بپاي ميز
محاکمه کشاند که براي کسب سود عامدا زمينه قتل انسانهاي زحمتکش را
فراهم ميکنند.
***
مراجعه کنيد به کارگر کمونيست 65 در نوشته سعيد صالحي نيا بيشتر
درباره حادثه معدن ايالت يوتا امريکا |